|
امروز و فردا هم از امروز سخن باید گفت = خبر خوش که فردایی هست
| ||
|
سمینار بررسی وضعیت هزاره ها در کویته و چالشهای احتمالی افغانستان بعد از 2014 و اما...! تا 2014 راهی دراز در پیش است، نگارنده بر
این باور استکه، تاریخ معینه نه پایان همه خوبیهاست و نه آغاز همه بدبختی ها در
افغانستان خواهد شد. مردم افغانستان در
درازای سه قرن ده ها تاریخ شبیه 2014 را پشت سر گذاشته و به تجربه کمایی کرده اند،
سال 2014 هم + 300 سال گذشته فقط یک تاریخ پیش تعین شده است که بار معنای آن یک
سال از سالهای میلادی را مشخص میکند، و... ! شاید تاریخ 2014 در تقویم سیاسی افغانستان
خط خطی شود و تاریخ دیگری را" تیک مارک" بزنند، بنا نباید زیاد ترس
و دلهرگی قبل از وقوع حادثه ایجاد کرد یا از
غرش سیل ترسید که آسمان هنوزآبی و ابری در کرانه اش لنگر نینداخته است. ولی آگاهی دادن عمومی، تحلیل های پیش موعودی،
زمینه سازی های ضد جنگ کار نیک است تا مردم بیدارشوند، با احساس مسولیت از بحران
ها و مشکلات احتمالی تا حد امکان جلوی گیری بعمل اید. آقای رویش تاکید داشتند: امکان کوچ کشی عمومی از کویته امکان پزیر نیست بنا هیچگاه تلاش نکنید که عده ای روشن و هوشیاران جامعه کویته را تشویق به ترک کویته کنید. مردم غریب و پدران شما یک عمر باج بزرگ شدن و به ثمر رساندن شما را داده است، وحالا که هوشیار و با سواد شده اید با ترک کویته کاری نکنید که آنان یک عمر باج فرار و نامردی شما را بپردازند. آقای کهزاد گفتند: مردم ما خواهان جنگ نیستند اضافه کردند که دشمن مردم ما مشخص نیست، تحلیل ها و اخبار زیاد میان مردم رد و بدل میشود، یکی لشکر جنگهوی را متهم میکند، گاه گاهی از گروه ازادیخواه بلوچ نام برده میشود و همینطور ده ها نظر مختلف دیگرکه متاسفانه مردم را بیشتر مشوش میسازند، از طرف دیگر تلاش جدی ادامه دارد تا مردم ما را وارد یک جنگ داخلی و خانه به خانه با بلوچها و پشتونها نماید، که تا کنون این نوع تلاشهای دسیسه گران و تروریستان توسط هزاره دموکراتیک پارتی نا کام شده است، چون ما راه حل اصلی و اصولی را در جنگ و خونریزی نمی بینیم و در آینده با دفاع از حقوق مردم خود تلاش خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت مردم ما با پنج صد هزار نفوس در مقابل بیش از دو میلیون بلوچ و پشتون وارد یک جنگ کورکورانه و نا برابرشوند. اگرجنگ مصلحانه ی قومی در کویته براه بیفتد بیشترین ضربه را مردم ما خواهند دید و شاید با این شرائط جغرافیایی که از هر طرف محاصره هستیم پیش از چند روز مقاومت نیاوریم، چنانچه چند روز قبل در اثر یک تظاهرات و مسدود شدن راه ها برای دو روز مردم ما حتی اب برای خوردن نداشتند. ادامه مطلب [ Sat 21 Apr 2012 ] [ 14:58 ] [ حفیظ الله خُرم ]
چگونه از افغان+ستان، ملت
ساخت و دولت مدرن در افغانستان ایجاد کرد؟ از آغاز تاریخ بشر تا اواخیرنیمه اول قرن بیست جهان شاهد یک دنیایی طبیعی با ارتباطات محدود، شناخت محدودتراما روابط اکثرا تهاجمی، سخت افزاری و شکننده بوده است. توده مردم درامورات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چندان تاثیر گذار نبودند، اما بیشتر مکلف، موظف، تابع و اجراکننده ی فرمان ها و دستورات بودند که از مقامات بالاتردینی، دولتی و متنفذین اجتماعی صادر و تحمیل میشدند. با پایان قرن بیست و آغاز بیست و یک شاهد انفجارعلمی- تیکنولوجیکی عظیم شدیم که در نتیجه آن امروز دو جهان را نصیب شده ایم، یکی جهان واقعی که در آن زندگی میکنیم و یکی جهان جدید مجازی که در آن میخوانیم، مینویسیم میشنویم، میبینیم، تصمیم میگیریم و تغییر ایجاد میکنیم. اگر روزی رئیس جمهور افغانستان حتی از اقلیت کوچک ترکمن و ایماق انتخاب شود، فکر نمی کنم آسمان افغانستان سقوط کند و یا ننگ و غیرت پشتانه ترک جدی و جبران نا پزیر بردارد، چناچه منافع و عظمت اکثریت قاطع هندو ها با نخست وزیری اقلیت کوچک سیکها در هندوستان از بین نرفته بلکه عظمت، ظرفیت و بزرگی هندو ها را چند برابر ساخته است. قابل توجه اینکه: هدف نگارنده مقایسه ی افغانستان با آمریکا و هندوستان نیست، و نه انتظارشعور سیاسی و ظرفیت اجتماعی زود هنگام از مردم افغانستان بخصوص جامعه پشتون در قبال میلیتها محروم را درایم، فقط پیش فرض های است، که اگر در حد یک تیوری هم شده، بهتر است بازگو شود و زمینه باز اندیشی در این مورد از نا ممکن بودن بسوی ممکن شدن فراهم گردد. ادامه مطلب [ Thu 5 Apr 2012 ] [ 13:18 ] [ حفیظ الله خُرم ]
بر چهره ای گل نسیم نوروز خوش است = در صحن چمن روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست = خوش باش از دی مگو که امروز خوش است نو سال و نوروز 1391 خجسته مبارکباد! امروز و فردا، بهار تازه، سال خوب و لحظه های شاد و شیرین برای تان آرزو مند است. نوروز و نوسال با پیام نو، امید نو، آغاز نو و مشغولیتهای جدید وارد حولی شده است، چه خوب سال نو را از جان و دل پزیرا باشیم و زندگی شیرین را با همسفران شیرین زبان و خوش خلق و صمیمی شیرین تر سازیم. از همه دوستان، یاران، استادان، همکاران و همدرسان و بخصوص خانواده عزیزم در سراسر زمین، سپاسگزارم و خالصانه کمال تقدیر و تشکر را دارم که 1390 را با من همکار، رهنما، همدم و کمکگار و همراه و همسفر بودند. آنچه نو آموختم و نو به تجربه گرفتم از شما بود. امید 1391 را نیز همچون 1390 یار و مهربان یاور باشید. در اخیر مثل همیشه از جمعی صمیمی، مهربان و خوش دلان مهر ورز که زندگی را بهشت رویایی و خانه را شهر آرمانی ساخته اند نهایت تقدیر و تشکر میگردد. شاد و شنگول و شه دل و شرین کام باشید نوروز باستان و سال جدید با رستا خیز طبیعت خجسته و مبارک باد! امروز و فردا
[ Wed 21 Mar 2012 ] [ 16:47 ] [ حفیظ الله خُرم ]
بنمای رخ که صحبت جانانم آروزست = بگشای لب که قند خراسانم آروزوست
گفتند: یافت می نشود جسته ایم ما = گفت: آن که یافت می نشود آنم آروزوست جای بسی خرسندی و سعادت که موج بیداری و خود باوری، جریان شور و شعور گرایی هر سال گسترده تر میگردد، خوشا که امسال مهاجر- شهروندان شهر های مختلف جهان افتخار میزبانی دارند، از مراسم چهار مارچ لندن، تا کنفرانس دو روزه "هزاره ها در نیم قرن اخیر" 10 -11 مارچ دانمارک، از آسترالیا تا اروپا و از آسیا تا آمریکا، همه شریک یک گفتمان هدفمند و بیداری و تغییر هستند. چه نیکو! استاد مزاری به یک محورجمعی و هسته خوش نام و توانمند اتحاد و سرفرازی تبدیل شده اند که همه ساله افغانستانیها را در سراسر جهان گرد هم جمع میکند و به گفتگوی متنوع و سازنده که نیاز یک جامعه مدنی و مترقی است می پردازند. برگزار نمودن مراسم تجلیل و تحلیل ازسالگرد استاد مزاری به یک فرهنگ نیک سالگرد گیری مبدل گشته است، یقینا اندیشه ها، باورها و ذهنیتها را سیقل می زند، نمو میبخشد و بر شعور سیاسی، آگاهی اجتماعی و معلومات تاریخی همه بخصوص نسل جوان می افزاید. این فرهنگ نیکوی سالگرد گیری به همه عزت و سعادت بخشد و مبارک باشد. هفدهمین سالگرد استاد شهید و یارانش تسلیت و مبارکباد! وعده ها یاد ما نرود، برویم، بشنویم، بیاموزیم، و تلاشگر باشیم تا تغییر ایجاد گردد. تقدیر و تشکر - امروز و فردا
[ Tue 28 Feb 2012 ] [ 13:33 ] [ حفیظ الله خُرم ]
خانه خالی را باید پر کرد! با رفتن یکی، آغاز دیگری را خیر مقدم باید گفت!
آن وداع تلخ با این آغاز شیرین، تفریق و جمع از دیروز تا فرداست که اکثرا
حاصل نا معین و نا مشخص را با خود حمل میکنند! دیروز رفت و فردا میرسد! یکی
با افسوس و دریغ، دگری با امید و آرزو. یکی! رفت و یکی خواهد رسید، میان این رفتن و
رسیدن خانه خالی را باید پر کرد! از چشم انداز واقعییت گرایی اگر دیده شود، نه دیروز
واقعییت یافته است و نه فردا به وقوع خواهد پیوست، چون وجود خارجی بر اثبات شی وجود ندارد. در گیر و دار این دو
معضله نا متجانس و نا مرئی! امروز را ارجمند، ارزشمند، برجسته، جاری و پربار باید داشت. شاید فرزندان دیروز و فردا باشیم به نستبی! و لی به یقین همه ما فرزندان زمان خویش هستیم ، پس چه نیکو امروز را شاد، تازه، فعال و سر زنده گزرانیم و امروزییان را عزیز و گرامی داریم. 2011 با همه خوبی ها، دست آوردها، فراز و نشیب ها، و مشکلا تهایش رفت، خدا یارش باد! 2012 با پیام نو، امید نو، آغاز نو و مشغولیتهای جدید وارد حولی شده است، چه خوب سال نو را از جان و دل پزیرا باشیم و زندگی شیرین را با همسفران شیرین زبان و خوش خلق و صمیمی شیرین تر سازیم. از همه دوستان، یاران، استادان، همکاران و همدرسان و بخصوص خانواده عزیزم در سراسر زمین، سپاسگزارم و خالصانه کمال تقدیر و تشکر را دارم که 2011 را با من همکار، رهنما، همدم و کمکگار و همراه و همسفر بودند. آنچه نو آموختم و نو به تجربه گرفتم از شما بود. امید 2012 را نیز همچون 2011 یار و مهربان یاور باشید. در اخیر مثل همیشه از جمعی صمیمی، مهربان و خوش دلان مهر ورز که زندگی را بهشت رویایی و خانه را شهر آرمانی ساخته اند نهایت تقدیر و تشکر میگردد. شاد و شنگول و شه دل و شرین کام باشید سال جدید میلادی خجسته و مبارک باد!
[ Tue 3 Jan 2012 ] [ 1:4 ] [ حفیظ الله خُرم ]
کوهی موج آمد! و فردا روزی دگر شد! به یاد : آناینکه در آخرین روز های سال 2011 میلادی در مسیر آسترالیا، با خروش امواج در وسعت اقیانوس تنهایی، دور از شهر و آدمها و دور تر از خانواده و بستگانشان با هزار آرمان و امید، برای همیشه در قعر اقیانوس نا پدید شدند و یا شاید کوسه ماهی ها را نصیب شده باشند
کوهی موج آمد...! غم چو داخل شد، کله بار حسرتش را پهن حولی کرد! .... و فردا روز دگر شد، و دیدم خانه هایشان سیاه پوش است!
ادامه مطلب [ Thu 22 Dec 2011 ] [ 1:42 ] [ حفیظ الله خُرم ]
چندیست زندگی را سه کنج شده است: خانه ! که شاید میلیونها انسانها روی این کره خاکی از داشتن سر پناه به اسم " خانه" محروم باشند! سردی، گرمی، برف و باران فصول را زندگی کنند! کوچه ها را بخوابند! ترس، خشونت طبیعت و سختی زمانه را به تجربه بستایند! تلخی و کم مهری روز گار را بچشند!و .... دانشگاه ! جای که خیلی ها آروزوی رفتن دارند و لی با دستان خالی در انتظار روزی هستند که شاید هیچ گاه واقعیت نپزیرد! یا شاید خیلی ها با آرزو رفتن و نرسیدند، پیر و فرسوده شده اند! شاید هم میلیونها دانشجو خیلی ها بهتر از من و هم نسلانم از شرائط خوبتر و بهتر و از امکانات و آسایش زیادتر درسی و زندگی دانشجویی بر خور دار باشند. کار ! فرق نمی کند دوست داری یا نه، باید برای داشتن و توانستن و خواندن کار کرد، خیلی ها با اینکه از سختی و سنگینی کار خسته و ناخوش اند ولی دیوانه وار در تلاش اند، حتی اگر تمام نیروی بدنی و ذهنی خود را در مقابل مزد ناچیز در اختیار کار فرما بگذارند، هراس و شکایت ندارند، چون هدف شاید خیلی ها بزرگتر و مهمتر از درد و خستگی امروزی باشد که جان و روان را نصیب شده است. 2011 و 2012 را با سه کنج! سپری خواهم کرد، با انکه کم دارم، شاید خودم را یکی از خوشبخترین ساکنان زمین بشمارم، کار به آن ندارم که کی ها خیلی بهتر و زیادتر از من دارند، متاسفم که خیلی ها شاید کمتر از آنچه من در اختیار دارم داشته باشند، ولی نهایت خوشبخت و خوشبین از اندک داشتنم شاکرم خانه است، برف و باران و گرمی و سردی را فرصت آزار نیست، خدا را سپاس باید کرد، از جمعی صمیمی و خوش دلان مهر ورز که خانه را بهشت رویایی ساخته اند نهایت تقدیر و تشکری میگردد. دانشگاه را پای رفتن برای آموختن است، تشکر از زمینه و شرائط پیش آمده که بار دگر دانشگاهی شدم! استادان را قدر دان و مخلصم. کار را سپاس! مشغولیت برای در آمد ، دستانم از جیب راضی به نظر میرسد. خرید و مصرف مورد نیاز، توانستن برای سعادت و زندگی آبرو مند را به ثبوت میرساند. پس خانه دانشگاه و کار را گرامی و عزیز باید داشت! شما را مقدم گرامی باشد!
[ Tue 15 Nov 2011 ] [ 19:14 ] [ حفیظ الله خُرم ]
دومین سالگرد رحلت بابای عزیزم استاد خرمی تسلیت باد ! ... میچید هفت شد با تو ... تقدیم به تویی که همیشه عاشقت بودم، فقط با یک تفاوت! امروز خیلی ها بیشتر از دیروز!. چرا همیشه داشتن را بعد از نداشتن میتوان درک و سنجش کرد!؟ خوشا که به داشتنت عشق میورزیدم و نداشتنت را می پرستم !
پدر در آسمان پیچید و میچید شد حفیظ در کرهُ خاکی کنار تک درخت ایستاد به با لا آسمان می دید، زبانش هفت و شش می گفت چرا میچید امشب روشن و پر رنگ! ولی شش نیست!؟ بیا بشمار میچید هفت گردیده است عجب آه! به من گفتند که میچید هفت شد با تو ولی من تا هنوز در در مرز شش با هفت در فکرم خوشا با حال میچید شش ستاره هفت گردیده است الحاج دهقان استاد خرمی دو سال قبل به روز جمعه به تاریخ ۸/۸/۱۳۸۸ برابر با سی (۳۰) اکتبر ۲۰۰۹ بعد از ادایی نماز جمعه با قلب آرام و روان مطمین، روح خستگی نا پزیرش را به حق سپرد ، جسم پاکش را نثار زمین کرد و آسمانی گردید. والله که شهر بی تو مرا حبس می شود = آوارگی و کوه و بیابانم ارزوست پنهان ز دیده ها و همه دیده ها از اوست = کان چهرهء مشعشع تابانم آرزوست
ادامه مطلب [ Mon 31 Oct 2011 ] [ 11:45 ] [ حفیظ الله خُرم ]
بعد از چهار سال دوباره دانشگاهی شدم!
[ Mon 10 Oct 2011 ] [ 22:36 ] [ حفیظ الله خُرم ]
3 اکتبر تظاهرات دفاع و بیداری - لندندوشنبه 3 اکتبر، روز صدا و سرنوشت مشترک از راه
رسید، صد ها تظاهر کننده یی با درد و با درک اعم از زن و مرد، پیر و جوان در مرکز لندن، مقابل سفارت پاکستان لحظات پرشور و شعار را به نمایش گذاشتند. مردم
آگاه و صلحدوست هزاره مقیم انگلستان از سراسر این جزیره سبز، با هر نوع
وسیله ترانسپورتی با حضور پر شور شان بر عظمت و جمعیت تظاهرات می افزودند و....! آنان هزاره میکشند، 30 نفر انسان هزاره را از میان 60 الی 70 مسافر یک اتوبس فقط به خاطر هزاره بودن انتخاب و رگبار میشوند، این کشتار انتخابی چه پیام تلخ میتواند داشته باشد! ایا عمل وحشیانه و غیر انسانی آنان دسیسه شوم نسل کشی را به اذهان تداعی نمیکند؟ این هزاره میتواند من و شما و یا هر انسان هزاره دیگر باشد، مهم نیست مبدا حرکت ما از کجاست، از همین جاه، یا از افغانستان، ایران یا از کویته، همین که در مسیر راه مسافران هزاره بچشم میخورند به رگبار وحشیانه و کور بسته میشوند، فرق نمی کند هزاره کویته یا افغانستان و یا از هر جای دیگر، فقط هزاره بودن برای نابودی هزاره ها کافیست . پس وظیفه ما و شما در این مقطع زمانی چیست و چی باید کرد!؟
ادامه مطلب [ Wed 5 Oct 2011 ] [ 16:49 ] [ حفیظ الله خُرم ]
صدای مشترک برای سرنوشت مشترک
ای هم سرنوشت بیا زندگی را پاسبان باشیم! صدا از جنس خود باوری، حرکت از جنس بیداری را جهانی سازیم: کشتار سلسله وار هزاره ها در کویته وارد مرحله خطر ناک و نگران کننده ی شده است، ترس از آن میرود که دسیسه شوم و سیاست ناجوانمردانه نسل کشی و تصفیه قومی در حال اجرا باشد. نخبگان، سیاسیون و مردم صلح دوست هزاره شدیدا اظهار نگرانی میکنند. زندگی خوش و عادی مردم تبدیل به سوگ و عزاداری شده است، حرکت و تلاش اجتماعی، اقتصادی و شهری مردم ما چه در درون پاکستان و چه در مسیر راه و مرز های کشور های همسایه شدیدا صدمه خورده و نگران کننده است، متاسفانه هیچ نوع اعتبار و امنیت جانی وجود ندارد. وحشت و دلهرگی دائمی ، پراکندگی اجتماعی و سردرگمی سیاسی همه روز فشار بیشتر و جدی تر را بر اذهان و روانهای خسته و افسرده ی اقشار مختلف جامعه نا خواسته تحمل میکند. وعده ما همه روز، روزهای بیداری و خود باوری!
ادامه مطلب [ Fri 30 Sep 2011 ] [ 17:0 ] [ حفیظ الله خُرم ]
زمینه سازی بازگشت طالبان - قتل های خانگی از قندهار تا کابل
آصف علی زرداری ترور اقای برهان الدین ربانی را فورا محکوم کرد ولی میشود نفوز و رهبری دقیق پاکستان را در راس طالبان نا دیده گرفت؟ ایا این نشان دادن زور شست اندکی پاکستان به دولت افغانستان و آمریکا نیست؟ بدون شک پاکستان هنوز دست دراز در معاملات سیاسی و نظامی افغانستان دارد. اگر بخواهند میتوانند حتی برادر رییس جمهور و یا رئیس شورای صلح را در منازلشان توسط دوستان و یا پیروانشان از میان بر دارد، در عین حال هوشدار جدی برای دولتمردان افغانستان و حتی آقای کرزی، که اگر نیاز باشد میشود کرزی را نیز در ارگ نفیس گیر کرد. کشته شدن دو شخص عمده مثل برهان الدین ربانی و احمدولی کرزی برای حیات سیاسی حامد کرزی شاید ضایعه چندان بزرگی نباشد، ولی بدون شک قتل ربانی تاثیر جدی بر روان اعضای شورای صلح در کابل بر جاه خواهد گذاشت. به یقین در قندهار پای دولت کرزی بعد از ولی کرزی در معادلات جنوب کشور، مرکز و حشت، ترور و معاملات میلیاردها دالری تریاک خواهد لنگید.
ادامه مطلب [ Wed 21 Sep 2011 ] [ 22:0 ] [ حفیظ الله خُرم ]
ای مهاجر ! ای مسافر !
ای مهاجر! ای بشر هم جنس و هم رنگم ای مسافر! خانه بر دوش مرد سرگردان دوران مرد تنها خسته بی خانه و بی کس بر لب دریای آرام یا که در صحرای سوزان یا اسیر گرد باد مست توفان یا غریب ژنده پوش در کوچه های شهر بیگانه یا فقیر لقمه نانی ! یا گدایی سیر گفتن دردی دل با یک انیس و سیر خندیدن ز جان! ای برادر! هم زمین هم درد و هم نسلم! ادامه مطلب [ Wed 22 Jun 2011 ] [ 1:44 ] [ حفیظ الله خُرم ]
در منطق کودک جسامت بزرگتر نماد قدرت و زور بیشتر است یک روز بچه ای کوچک از مادرش پرسید: آبی مو زور استیم یا اغو؟ (مادر ما زور هستیم یا اوغانا)؟ مادر بیچاره با دلهرگی جواب داد!" بچیم زور خو مو زور اسیتم مقصد خدا روی ده روی نکنه!" لطفا یک شکم سیر بخندید که خندیدن خود هنر ست زیبا، شادی آور و تازگی بخش! بیبینید! اینجا مادر هم مسولیت دارد و هم رسالت ادامه مطلب [ Tue 7 Jun 2011 ] [ 12:9 ] [ حفیظ الله خُرم ]
درگفتگویی جالب با جناب
دکتر علی محقق نسب (1) دکتر محقق نسب عالم برجسته با اندیشه روشن مذهبی، دارایی نظریه و دیدگاه های منحصربه فرد در مورد دین و دینداری هستند. با باور نسبتا مختلف به دیانت، حرف و حدیث تکراری کم دارند ولی سخن نو فراوان، دست تلاش برای کنار کشیدن پرده غبار آلود خرافات بالا برده اند تا زیبایی و جلایش دین بر همه روشنتر به نظر آید و روشنگر همه باشد. غرض ازاین گفت وشنود، تعریف و تمجید از جنس تشریفات نیست؛ هدف روشن کردن دواندیشه دینی که یکی دگری را محکوم به مرگ و نابودی میکند، است نه ظاهر فزیکی اشخاص. هدف باز نگهداشتن دروازه گفتمان متفاوت است، ولوشیوه دینداری ما مختلف و حساسیت مذهبی ما نا برابرباشد. چه خوب سخن تازه و نا گفته فرصت ابراز یابند، زمینه عقل گرایی، علم پروری، خردورزی بازتر شود، تا فرهنگ تحمل پزیری به یک عادت نیکوی اجتماعی تبدیل گردد. دگر داس ظلمت در ردای عدالت، خبرنگاران همچون اجمل نقشبندی ها، محصلین مثل پرویز کامبخش ها و متفکران دینی مانند محقق نسب ها را به سادگی و آسانی قطع و درو نتوانند زد.
ادامه مطلب [ Mon 23 May 2011 ] [ 20:11 ] [ حفیظ الله خُرم ]
درگفتگویی جالب با جناب دکتر علی محقق نسب (2) ادامه مصاحبه با محقق نسب..................................
ادامه مطلب [ Mon 23 May 2011 ] [ 19:40 ] [ حفیظ الله خُرم ]
تغییر اعمال در تغییر افکار
بنمای رخ که صحبت جانانم آروزست = بگشای لب که قند خراسانم آروزوست گفتند: یافت می نشود جسته ایم ما = گفت: آن که یافت می نشود آنم آروزوست سخنرانی حفیظ ا لله خرم - بلجیم (بلژیک) جای بسی خرسندی و سعادت که موج بیداری و خود باوری، جریان شور و شعور گرایی سال به سال گسترده تر میگردد، خوشا که امسال مهاجر- شهروندان کشور بلجم (بلژیک) افتخار میزبانی دارند. نهایت نیکوبخت و خوش وقتم از افتادن در دامن این موج جهانی و هم اکنون در خدمت شما بزرگان ،عزیزان و شهروندان خوب و مهاجرین با درک در شهر زیبای انتورپن . استاد مزاری به یک محورجمعی و هسته نیک نام و توانمند اتحاد و سرفرازی و بیدار تبدیل شده اند که همه ساله افغانستانیها را در سراسر جهان گرد هم جمع میکند و به گفتمان متنوع و سازنده که نیاز یک جامعه مدنی و مترقی است می پردازند. برگزار نمودن مراسم تجلیل و تحلیل ازسالگرد استاد مزاری به یک فرهنگ نیک سالگرد گیری مبدل گشته است، یقینا اندیشه ها، باورها و ذهنیتها را سیقل می زند، نمو میبخشد و بر شعور سیاسی، آگاهی اجتماعی و معلومات تاریخی همه بخصوص نسل جوان می افزاید. این فرهنگ نیکوی سالگرد گیری به همه عزت و سعادت بخشد و مبارک باشد. ادامه مطلب [ Fri 22 Apr 2011 ] [ 16:30 ] [ حفیظ الله خُرم ]
صخره سنگ عظیم را میبینم
که استوار و سنگین پشت به کوه
دارد و چوپان ژنده پوش پشت به پناهی صخره دارد، در کنار چشمهء شفاف و
خوشرنگ بهاری، تکه نانی را در آب فرو میبرد تا سختی سنگ مانند روزگار از
تنش بدر اید و نرمی طبیعی نان بودنش تسلای نفس گرسنه ی صاحب شکم گردد.
آستین فقیر بالا رفته است، دستان یاری پاره ظرفی شده اند تا جرعه آب خنک را
از سخاوت چشمه بردارند تا دهان خشک آبی شود، دلی آرزومند شاداب گردد و جان
خسته نیرو گیرد و تازه شود. تکه های خشک نان همچنان به اب فرو میروند! بلی
هدف همانا لقمه ساختن و شکم بینوایی را سیر کردن است. یاد چوپان کردم و گفتم: خوشا به حالت! تو را با تکه نان خشک، آب سرد و فرش سنگی لذت و سعادت است، ولی زمینیان زمان شاید مثل من همچنان طلبگارند و ...! ادامه مطلب [ Wed 6 Apr 2011 ] [ 12:40 ] [ حفیظ الله خُرم ]
مارچ با 4 حکایت! 2 از جنس رفتن! و 2 از جنس رسیدن! تو را به جرم بلندی زی باغ ببریدند = او را به جرم بزرگی ز کوه بر کندند یکی برفت و تاریخ را شهامت شد = یکی بریخت و تاریخ را شهادت شد همه سال در ماه مارچ من و "امروز و فردا" عاجز و بیکاره میشویم، قفل سکوت و سکون بر جان و زبان ما چیره میگردد، با یک پیاله چای تلخ و شیرین ، ماه مارچ را با چهار حکایتش، دو از جنس رفتن با درد و دریغ و دو از جنس رسیدن با شکوه و شگوفایی، همراهی میکنیم و در نهایت با دو تسلیت و دو تبریکی خلاصه میشویم . یکی به آسمان رفت و تاریخ ساخت و دگری به زمین ریخت و تاریخ سوخت. ما در میان ساختن و سوختن، با دو کلمه تسلیت، سرفرازی و غرور سرو بلند مزار و قدامت و عظمت بودایی کوه پیکر بامیان را بزرگ و گرامی میداریم، و با دو کلمه تبریکی، شکوه 8 مارچ را به محضر زنان عالم و شگوفایی نوروز باستانی را به نو اندیشان و نو پوشان و نو رسیدگان زمینی مبارکباد میگوییم. مارچ با 4 حکایتش گفتنی ها دارد به خروار ! من عاجز از نوشتن و دریچه ی کوچک امروز و فردا کوچکتر از بازتاب دادن و .............! امروز و فردا [ Sat 12 Mar 2011 ] [ 19:27 ] [ حفیظ الله خُرم ]
هر وکیل از ظن خود شد یار هم! متاسفانه در طول پنج سال گذشته افغانستان یک پارلمان دموکراتیک، با سیاست روشن و برنامه های منظم کاری که از استقلال فکری و قوت تصمیم گیری بر خوردار میبود، نداشت. اربابان کهنه کار و قبیله گرا با سیاست تکراری تعصب و سلطه گری با استفاده از وسیله های زمخت مذهب افراطی و سنت خرافاتی هیچگاه به طفل نوپایی دموکراسی، روند ملت سازی، عدالت گستری و اندیشه ای فرا قومی فرصت رشد و زمینه فعالیت را ندادند. بد بختانه فرصت طلایی ده ساله که با هزینه های سنگین و سه قرن قربانی و بدبختی بدست آمده بود، به چه سادگی و آسان از بین رفت. هر وکیل از ظن خود شد یار هم = از درون هم نجست اسرار هم آن یکی رای داد بهر پشم مفت= چون اصول دین را در ریش جست ........................ ادامه مطلب [ Tue 22 Feb 2011 ] [ 23:1 ] [ حفیظ الله خُرم ]
[ Fri 11 Feb 2011 ] [ 21:50 ] [ حفیظ الله خُرم ]
با کدام منطق و قانون، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را از مردم میگیرید!؟ چشم حسود کور، بر جشن ریاستی رئیس جمهور کرزی من هم کف زدم و از راه دور برایش تبریک گفتم، شاید قرقلی ایشان را بر لنگی نا منظم طالبی تر جیح میدادم و یا کرزی را مرد بهتر از ملا عمر می پنداشتم، هر چه بود! به یقین که در آن دوران یک کرزی بر صدها ملا عمر می ارزید، حد اقل فتوای نسل کوشی و کوج اجباری و قتل عامهای دسته جمعی و کتاب و مکتب سوزی و علم کشی را صادر نمی کرد. بدون شک دولت نو پای کرزی از جنس لیبرالیزم غرب نسبت به امارت جهل و خشونت ملا عمری از جنس وهابیت سعودی خیلی ها با شرف تر، بهتر و انسانی تر به نظر می رسید، ولی کی میدانیست در زیر قرقلی لیبرالی، همچون لنگی ملا عمر وهابی، مغز مشترک قبیله خفته است. ادامه مطلب [ Wed 5 Jan 2011 ] [ 0:15 ] [ حفیظ الله خُرم ]
عاشورا ! شناخت و تحلیل از یک اندیشه و تاریخ!؟ یا تکرار عادت و پوپلیزم!؟ کاش در کنار این همه تجلیل وعوام گرایی، عزا و گریه ، تظاهر و تعارف، خود زنی و دگران آزاری، اندک تحلیل از اصل قیام، از ریشه و جریانات جامعه شناختی عاشورا ، از اراده و تصمیم ازادانه ایشان میکردند. حیف بر اینکه اصل رهبری، اندیشه دینی، حرکت و سیاست منحصیر به فرد و انقلاب تاریخی امام حسین، به چه آسانی سال یکبار در کنج تکیه خانه های در بسته دزدانه ظاهر میشود، در قالب عادت هر ساله و مجالس احساساتی و عاطفی به یک داستان تکراری و حرف و حدیث بی تاثیر مبدل میگردد. چه خوب اگر امام حسین را بعنوان یک رهبر شایسته و یک انسان آزاده بدور از هاله های نور و بدور از پرده های زمخت عصمت، از جنس خود می دانستیم! نه تنها بعنوان جوان نمونه اهل بهشت، بلکه بحیث رهبر نمونه اهل زمین می شناختیم و با احساس هم نوع بشر بودن، درس دنیای می آموختیم.
ادامه مطلب [ Sun 12 Dec 2010 ] [ 15:23 ] [ حفیظ الله خُرم ]
... به داشتنت عشق میورزیدم و نداشتنت را می پرستم ! یک دو 2، دو 2 چهار، سه 2 شش، چهار 2 هشت.....دو 10 بیست.... زنگ مکتب زده شد، بار دیگر آزادی را با شور و هلهله استقبال کرده از صنف بسوی بیرون به دویدن شروع کردیم. صنف ما، آخرین کلاس در کنج دهلیز طولانی مکتب انگوری هوتقول قرار داشت، که آنروزها بنام مکتب امام جعفر الصادق یاد میشد. از میان گرد و خاک دهلیز خاکی بیرون جستم، صدایی مرا بسوی خود خواند دیدم سر معلم مکتب مامور زیرک با مرد خوش سیما که از زیر عمامه اش بر گهای تر شاه بید به هر طرف خود نمایی و از نوک بعضی از برگها هنوز قطرات آب بر شانه های مهربانش میچکید، هم صحبت بود. استاد خرمی با برگهای نا منظم شاه بید بر پیشانه و اطراف گوشهایش قیافه عجیب به خود گرفته بود، حد اقل برای ما کودکان و هم سن و سالانم خنده آور بود........ ادامه مطلب [ Sat 30 Oct 2010 ] [ 14:35 ] [ حفیظ الله خُرم ]
احساس عجیب در مسیر 9 ماه سفر! آسمان این جزیره سر سبز اکثرا ابری هست ولی آنروز حولی بارانی بود، بیرون رفته ها عزم داخل داشتند و من اراده بیرون کرده بودم، چون قرار بود تازه مسافر نا شناخته و دیر آشنا در را تک تک زند و با بار و بسترش همخانه ما گردد. مسافری که از عالم نهان، با قلب و احساس پیوند عمیق و شیرین بسته بود مگر با چشم ها حس نا آشنایی و غریبی داشت، چون او شهروند عالم نهان بود و ما منتظران عالم عیان! در آغازین لحظات شفق سه شنبه تاریخ 28 سپتمبر، نفوس زمین شش میلیارد و چندبر علاوه یک گردید، و من زندگی جدید را با احساس جدید در کنار زندگی جدید با مسولیت جدید آغاز کردم ! بلی مسافر تازه ما با گرفتن تابعیت عالم عیان، از شهروندی عالم نهان برای همیشه خارجش کردند! بلی مسافر دیر آوازه و 9 ماه در سفر تازه از راه رسیده است! بیا یید بیا یید که گلزار دمیده است = بیا یید بیا یید که دلدار رسیده است. ادامه مطلب [ Wed 29 Sep 2010 ] [ 19:16 ] [ حفیظ الله خُرم ]
جناب و زیر! میترسم روزی، اگر مردم فراموش شدهء هزاره
مجبورا در صف طالبان و القاعده انتحار گر و تروریست شوند! مسُول دولت کرزی و جامعه
جهانی خواهند بود! ساعت سه و پانزده بعد از ظهر باردیگر تلفن موبایلم زنگ خورد...! ساعت چهار وارد دفتر کار جناب وزیراقای مارک لنکیستر شدیم، خانم بلند قد با چشمان آبی با لبخند و خوش آمد گویی ما را به اطاق ملاقات، رهنمایی نموده با نوشیدنی آب سرد تشریفات ساده میهمان نوازی را بجا اورد و........! جناب لنکیستر نیک میدانید که ده ها میلیون دالر نقدی به جنگجویان و تروریستان طالبان و القاعده بطور تشویقی و تحفه پیش کش میگردد تا از صفوف طالبان کنار روند ولو موقتا، ایا چند هزار دالر برای بهبود وضعیت زندگی مردم صلح پرور و تمدن پزیر اما فقیر هزاره در هزاره جات و مغاره های بامیان کمک کرده اند؟ ده ها میلیون دالر به دهقانان جنوب کشور کمکی و تشویقی داده میشود تا دست از کشت و زرع تریاک و خشخاش بردارند، آیا چند هزار دالر کمک برای رشد انکشاف دهات، مزارع کم حاصل، کمک به دهقانان و کسبه کاران در هزاره جات صورت گرفته است .
ادامه مطلب [ Sat 14 Aug 2010 ] [ 15:37 ] [ حفیظ الله خُرم ]
نامه ای متفاوت ولی با احساس مشترک از پس کوچه های غربت! ببخشید من سواد بالاندارم وممکن نتوانسته باشم خوب نظرم راانتقال بدهم یانظر خوب ارائه نمایم بنده یک کارگرو نگهبان ساختمانی در تهرانم (خیابان شریعتی کوچه ی محمود فدایی ساختمان زمرد) اما سالهای سال در فقر وتبعیض مطلق در افغانستان بوده ام وحتی توسط پشتونها دوبار درکابل وارزگان به شدت لت و کوب شده ام دروطن خودم ودرخارج خدا شاهد است آنقدرتحقیر واذیت وآزارشده ام که نسبت به کل انسانها بدبین شده ام . هم اکنون در ضمن کاروسرایداری با استفاده از انترنت به شدت اخبار کشورم را دنبال می کنم وشب وروز چند ساعت اخبار می خوانم که جز خون جگر و اطلاع از اوضاع نا بسامان مردمم چیزی عایدم نمی شود ....................................! ادامه مطلب [ Tue 27 Jul 2010 ] [ 21:14 ] [ حفیظ الله خُرم ]
مار تنها در چپن کرزی نیست...!
مار تنها در چپن کرزی نیست، بلکه در خانه
ملت و در آستین های متحرک هست که هر گاهی در همه جا سرک میکشند، چه در
مساجد و مراسم مذهبی، چه در میز گرد اجتماعی سیاسی، چه در شبکه های خصوصی
تلویزیونی و چه در دایره هم زبانی و هم فرهنگی و....! ... پس چی نیاز در شرائط حساس آقای محقق با احساسات مردم بازی نموده، با یک اندیشه عوام پسندانه و احساساتی حکومت قبول شده جهانی کرزی را غیر مشروع اعلان می نماید و مردم صلح دوست و صادق هزاره را از یکطرف در مقابل پارلمان قرار داده از طرف دیگر در رویارویی با حکومت کرزی قرار می دهد، بخصوص در شرائط که طالبان دم دروازهای مردم منتظر قتل و حشت و بربادی اند. اینجا دفاع از حکومت بی کفایت کرزی نیست و نه نا دیده گرفتن جنایت و کشتار حکام گذشته، فاشیست همیشه جنایت کرده و میکند و حد اقل در رویارویی کردند، ولی در لباس هم مذهب و هم زبان چاله نمکنند تا همیشه هزاره ها را مجبور و لنگان و هردم شهید بیبینند و ......! ادامه مطلب [ Mon 5 Jul 2010 ] [ 22:51 ] [ حفیظ الله خُرم ]
ساکر سیتی به خود می بالید اگر..! بچه های مارودونا 3 امتیازی شدند! چشم بادامی ها خوش درخشیدند! انگلیس را دیو زد! فرانسه بدون زیدان بر خاک یتیمی نشسته اند! الامان از دست آلمان! هالند همسایه شمالی اش را کوبید! فرزندان سر زمین خورشید آفتابی شدند! گرگ های پیر ایتالیا، خواب پاراگوی را آشفته ساخت! آهوهای نترس کره شمالی با شکست تاریخ ساز شدند! قیمت ترین پای جهان بسته ماند! سپانیا خلاف انتظار همه! تقدیم: به آنانی که هنوز تیم ملی ندارند ولی عاشق فوتبال اند! ادامه مطلب [ Mon 14 Jun 2010 ] [ 22:20 ] [ حفیظ الله خُرم ]
آیا آقایان محقق و خلیلی در قضیه کوچی ها مقصر اند!؟ چرا آقایان قانونی و مجددی سوکت کردند!؟ کوچیهای منظم شده و کوچیگری سیاسی که همیشه ناروا و ناعادلانه و اکثرا با پشتبانی حکام وقت ظالمانه عمل کرده اند، حادثه تصادفی امروز نیست. بد بختانه قصه های تلخ در تاریخ دهه ها و قرن ها دارد. متاسفانه همیشه مردم بی دفاع و دهقانان زحمت کش قربانی این سیاست خطرناک فاشیستی و زمین غصبی بوده اند. در شرائط حساس فعلی اگر جنایت کوچی ها تنها به گردن خلیلی و محقیق و بقیه بزرگان مردمی انداخته شود، چند دستگی، شک و اختلاف نا مورد میان مردم پدیدار می گردد. مردم از هم دور و پراکنده خواهند شد. در نهایت بازنده اصلی رهبران هزاره و مردم هزاره خواهند بود، چون افکار عمومی و توجه سازمانهای حقوق بشر و جامعه جهانی از جنایات کوچی ها بطرف افراد مخصوص کشانده و جهت داده می شوند. کشتار و تجاوز کوچی ها تحت شعاع جنگ لفظی و شعاری افراد با افراد و افراد باشخصیت ها قرار گرفته به مرور زمان از یاد ها خواهند رفت . پس بهتر است با دور اندیشی و حوصله مندی قطع نامه دولت را بر خروج فوری کوچی ها و اسکان همیشگی آنها حمایت نماییم، منظور از حمایت، پشتبانی از مقام و زندگی شخصی شخص بنام خلیلی و محقق و کرزی و.... نیست، بلکه حمایت از پروسه اسکان دهی کوچی ها و خاتمه بخشیدن به کوچیگری و در امان ماندن واحترام گذاشتن به حقوق حقه ده نیشینان و دهقانان است، تا مردم برای همیشه از شر تهاجم و غارت محفوظ بمانند. ادامه مطلب [ Sat 29 May 2010 ] [ 2:2 ] [ حفیظ الله خُرم ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||