Mon 21 Dec 2009
عاشورا مبارک! عاشورا تسلیت !
ادامه مطلب
Wed 9 Dec 2009
سالهاست خیلی عظیم از همو طنان در بد ترین شرائط در غربت، هجرت و سفر هستند!در ادامه شعر بخوانید
ای مهاجر ! ای مسافر !
مادر و فرزند و یارت منتظر توست!
تقدیم:به نسل مهاجر و مسافر زمین که در سراسر این کره خاکی سرگردان و خانه به دوش اند! هدیه: به مادران پیر، همسران جوان و کودکان معصوم که با دلهرگی چشم به در اند!
ای مهاجر! ای بشر هم جنس و هم رنگم
ای مسافر! خانه بر دوش مرد سرگردان دوران
مرد تنها خسته بی خانه و بی کس بر لب دریای آرام
یا که در صحرای سوزان یا اسیر گرد باد مست توفان
یا غریب ژنده پوش در کوچه های شهر بیگانه
یا فقیر لقمه نانی !
یا گدایی سیر گفتن دردی دل با یک انیس و سیر خندیدن ز جان!
ای برادر! هم زمین هم درد و هم نسلم!
بار بستی بهر یک فردای روشن تا تو را هم زندگی باشد
تا کنی خدمت به مادر و عصای روز پیریی پدر باشی
یا که خود داریی فرزندان و فرزندی
بان همه پیوند های عشق و دوستی، سر به دامن کردی و آغاز هجرت شد
راه مشکل، روزهای سخت در پیش، ترک یار و دوستان کردی
ناقوس سرد جدایی بانگ برداشت، روز آغاز سفر از راه رسید
سخت بود روزی جدایی از پدر مادر، برادر خواهر و معشوق و عاشق
سخت و دردناک است ترک خانه و کاشانه و زادگاه و شهر خویش
تو تحمل کردی و آغاز یک هجران بی فرجام گنگ و تلخ آغازید
مادرت بگریست، کودکت فریاد بابا را بلند نالید
خواهرت فریاد زد! یادی برادر کرد، لیک!
همسر وخانم و نامزد! با وفا و مهربان آن یار دلدار ت!
گوشه ای آرام ایستاد تا نبیند مردمی گپ گویی شهر و ده
با هزار دلهرگی و ترس، قاب عکست را بدست بگرفت
آهی سرد و سوز را از دل کشید! قطره ای اشکی چکید!
در دلش آهسته بگریست و درون سینه مدفون کرد
و میان قلب پاکش آرزو روئید! تا بنالد در فراقت و بگرید سیر
او هنوز در آروزویی روز فرصت تا جدایی را کند فریاد و گریستن بیش
ای مسافر! ای مهاجر! ای برادر دوست!
تو هنوز تهنا و خسته در مسیر گنگ و تاریک گام میگزاری
تو هنوز افسرده از کج گردیشی دنیا، لیک!
تو هنوزامید و شوق در دل میکاری که فردا روزی پایان سفر باشد
تو هنوزدر خاطراتت یاد او را لحظه و تکرار در تکرار می بینی
او هنوز در آروزویی روز فرصت تا جدایی را کند فریاد و گرید سیر
ای مسافر خانه بر دوش مرد سرگردان دوران
تو کجایی؟ زنده ای یا خفته ای آرام در آغوش مرگ؟
تو کجایی؟در هوای داغ تفتان یا سفید سنگ یا که در زندان سرد و یا که زیر بار لاری!
تو کجایی؟ در میان قایقی بادی که خاری خورده در کف بر روی امواج؟
و یا در حال غرق! و تو منتظر مرگ!
و صد ها کوسه ماهی و نهنگ و شارک منتظر تو!
یا که در کشتی بشکسته میان قهر طوفانی اقیانوسها
در مسیر بالی و آسترالیا، یا که پاترا یی یو نان؟
هیچ میدانی که فردایت میان اب باشد یا زمین خشک؟
ای مسافر هم وطن، نسل زمین هم سر نوشت ما !
ما همه دنبال تو اطلاعیه در دست میگردیم
درد و غربت، رنج و سختی تو را شاید ندانیم خوب، لیک!
ما همه انسان، بشر اعضای هم هستیم و هم خانواده ایم
درد تو دردی من است، درد وجدان سخت تر است
گر کنم یک زره کمک خوش نصیبم من،
گر نتوانم هیچ کاری، کم ز کم دستی زدم در کف آب!
تا رها سازد وجدانم مرا! تا رها گردم از دل حسرت و دل شوری ها
ای مهاجر خانه بر دوش مرد سرگردان دوران تو کجایی!؟
تو کجایی؟
مادر پیرت عصا چوبی به دست، در کنار راه ایستاده! می پرسد احوال تو از عابران
تو کجایی ؟
کودک و فرزند و نسلت منتظر توست.
تو کجایی
همسری بی یاورت ، آن با وفا یار و عاشق دوستدار تو
چشم بر در، دست بر قلب منتظر توست
سخت می ترسد و می لرزد که فردا تو نیای و ...........
سخت می لرزد و می ترسد که فردا تو نباشی و......!؟
تو کجایی؟
مادر و فرزند و یارت منتظر توست.
حفیظ خرمی خرم -- دسمبر ۲۰۰۹
نوت: داستان مهاجرت و غربت ریشه عمیق و افسانه ای دراز در تاریخ بشر دارد بخصوص در تاریخ پر فراز و نشیب وطن ما. سالهاست که خیلی عظیم از هم وطنان مهاجر ما با رنج و مشکلات زیاد زندگی را در پاکستان، ایران و کشورهای داغ و سوزان عربی به سر می برند. یا در حال هجرت و سفر هستند! چه در مسیر خطرناک مالیزی و اندونیزی و اقیانوس هند و اقیانوس آرام و چه در هوای سرد روسیه و ....، چه در مسیر پر خطر خشکه ایران، ترکیه بسوی دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس بالخره بطرف یونان و اروپا، و چه در نقاط مختلف کره زمین.
اهداف و مقصد سفر و هجرت شاید مختلف باشند و لی به یقین که احساس وطن دوستی، جدایی، دوری و تنهایی پیوند مشترکیست که درد، رنج و غربت و بی سر نوشتی فردی ما را بخیه میزند.
درد و دریغ که تعدادی زیاد مسافرین شامل پیر و جوان، طفل و کودک و زن مرد در مسیر راه جان باخته اند یا خوراک ماهی ها شده ا ند و یا ....... و تعداد زیادی در زندانها مختلف از اندونیزی و مالیزی گرفته تا ایران و ترکیه و یونان تحت شکنجه و عذابند.
برادر گرامی بصیر آهنگ اطلاعیه را درج سایتها کرده و از همه تقاضای همکار نموده است که در پیدا کردن و همکار و مساعدت با مسافرین و مهاجرین که در مسیر اروپا بخصوص بعد از فرو پاشی کمپ پاترا گم و لا درک شده اند دست یاری دهند، حتی در سطح اطلاع رسانی و همدردی قلمی و خبری.
امروز و فردا با اظهار همدردی و بشر دوستی افتخار این همکاری و مساعدت را نصیب گردیده و اینک اطلاعیه را در اختیارخوانندگان محترم قرار میدهد تا دوستان و بستگان آنان باخبر و مطلع شوند.
به بهانهء این اطلاعیه خواستم یادی از همه مهاجرین و مسافرین کرده باشم.
قابل یاد آوری اینکه صحت و دقیق بودن اطلاعیه مربوط به نوسنده آن جناب بصیر آهنگ و منبع اصلی پخش، سایت وزین کابل پرس میباشد.
امروز و فردا -- دسمبر ۲۰۰۹
مهم: اطلاعیه برای مهاجرین محترم
اطلاعیه را در ادامه.............. مطلب می خوانیم
ادامه مطلب
Sun 29 Nov 2009
اهدا به روح مقدس پدرانی که در راستای کار و خدمت، در غربت جان فدا کردند!
تقدیم به نسل یتیم که در نیمه راه زندگی بی "بابا همسفر" شده اند:
بابا همسفر
بازوان پر مهر و استوارش را آهسته تکانی دادم و با آواز گرفته و لرزان صدا زدم، با با ! با با همسفر! بیدار شو، منزلت کجاست؟ شاید خانه ات نزدیک شده باشد!. من چه ساده و سطحی نگر بودم که خانه را فقط در شکل دیوار و چهار چوب میدیدم و منزل را در امتداد کوچه ای حسرت و تنهایی!
بابا همسفر به سر منزل مقصود رسیده بود، او با دل آرام ، قلب مطمین، روح رستگار، احساس نیک و نیت پاک ارادهء تولد از جنس عشق و شناختی دیگری کرده بود! بابا به خواب ناز ابد رفته بود. واین من هستم خسته، تنها و بی یار و بی همسفر، سر گردان در نیمه راهی سفر کرده که نه راهی بازگشت دارم و نه امید همسفر شدن دوباره! او دیگر نیاز به قطار زندگی از جنس زمین نداشت تا طی منزل کند، او خود سبکبال تر از فرشته به سویی آسمان آبی به پرواز در آمد و ترک خاکیان کرد تا به خدا برسد، و از آن بالا ما را دعا گو باشد و خدا را شاکر گردد.
ادامه مطلب
Fri 27 Nov 2009
زندگی نامه استاد خرمی
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را **** تا دیگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
فرازهای از زندگی پربار عالم پارسا ، شخصیت علمی و خدمت گذار ، ادیب توانا، استاد حاج آقای خرّمی !
دانش اندوزی :
استاد بزرگوار ، در سال 1316 هجری شمسی در قریه گردن داوود واقع در ناوه گری جاغوری ، در یک خانوادة فقیر روستائی چشم به جهان گشود . پدر کشاورز او ، که خود از نعمت سواد بهرة نداشت ، دوست داشت که پسر بزرگ خانواده ای پر جمعیت اش مثل خود او یک کشاورز بار بیاید تا درکارهای سخت و طاقت فرسائی کشاورزی یاری دهندة او بوده و باری از مشکلات اقتصادی خانواده را از دوش اش بردارد .
ادامه مطلب
Mon 23 Nov 2009
سلسله مراسم تا کنون ادامه دارد = این بار از داوود زادگاه استاد تا ناوه و تا مرکز جاغوری !
مراسم با عظمت بمناسبت رحلت استاد خرمی توسط شورای علما و فرهنگیان جاغوری در مرکز!
مراسم با شکوه تو سط علما، معلمین و دانشجویانی لیسه امام مهدی و فرهنگیان ناوه، در منبر عمومی غیب علی داوود-ناوه !
منبع گزارش مرکز: جاغوری یک http://www.jaghori1.com/
گزارش از مومن زاده - سنگماشه
هم چنین روز يكشنبه مورخه 1/۹/88 مراسم فاتحه خواني و ختم قران بمناسبت رحلت مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج اقای استاد خرمی داوود در مركز جاغوري با عظمت خاصي برگزار گرديد.
شركت كنندگان در این مراسم را اقشار مختلف -روحانيت ، روشنفكران، بزرگان ، جوانان ، دانشجويان ، كسبه كاران و بازاريان - تشکیل می دادند آنها دسته دسته از راه دور و نزدیک، از سرا سر جاغوري به پاس احترام و گرامی داشت یاد و نام آقای حاج خرمی و ارج گذاشتن و تقدیر از کار کردها و خدماتش با حضور انبوه و صمیمی شان در مراسم شرکت نموده و به جلسه شکوه و عظمت خاص بخشیده بودند.
مراسم ختم و گرامي داشت شامل سه بخش بود :
ختم قرانكريم فاتحه ، سخنراني ، ومداحی و روضه
ادامه مطلب
Sat 31 Oct 2009
پدر رفت!
انالله و انا الیه را جعون
چه سخت است مرگ تنهایی - چه سخت است مرگ در غربت
چه شکوهمندزیستی، چه هدفمند زندگی کردی،چه مخلصانه خدمت مردم و وطن کردی و چه عاشقانه به خدا پیوستی!
الحاج استاد خرمی به خدا پیوست! روحش شاد و یادش گرامی باد!
رحلت جانگداز پدر عزیز و یاور مهربانم را به:
ادامه مطلب
Wed 28 Oct 2009
ا فغانستان در دور دوم - ا نتخابات از جنس گزار یا گذار!؟
برای آمریکا و متحدانش، مشکل و بی نهایت پر هزینه خواهد بود که بعد از هشت سال سرمایه گذاری بالای آقای کرزی، شخص دوم را از نقطه صفر بر کرسی ریاست بنشانند، آقای کرزی تنها گزینهء برای غربیها خواهد بود، نه اینکه کرزی شایستگی بهتر دارد بلکه غیر از کرزی هزینه سنگین خواهد داشت. نظر به برنامه و خط مش سیاسی و اقتصادی کشورهای زی دخل در افغانستان، خیلی مهم نیست که کی ریئس جمهور سمبولیک باشد، چون سیاست قبل از قبل طرح میشود و فقط شکل ظاهری اجرایی آن به دوش ریئس دولت افغانستان میباشد و آن شخص چه کرزی باشد و چه احمدزی و چه عبدالله. هزینهء را که در مدت هشت سال بالای کرزی مصرف کرده اند حا لا نیاز ندارند که هزینه هنگفت را مصرف معرفی احمدزی و یا کدام زی دیگر نمایند، چون هر زی که بر کرسی باشد سیاست یک خواهد بود، پس چه بهتر که کرزی معرفی شده و به راه افتاده و در قالب جور آمده را در مقام ظاهری اجرایی در اختیار داشته با شند.
بازیگران غرب با سیاست روان شناسانهء شان، بازی روانی دیگری را در اذهان داشتند، برای آنان به دور دوم رفتن انتخابات افغانستان مهم نبود و نیست، بلکه با منحل کردن و تقلبی دانستن انتخابات، چهار هدف عمده را دنبال میکنند:
1: اخطار به کرزی:
2: دلجویی از مجاهدین:
3: تقلبی دانستن حکومت احمدی نژاد:
4: اطمنان به جهانیان:
ادامه مطلب
Sun 18 Oct 2009
مردم هزاره، همان مردم غورند که دری زبان بوده و هستند، کمی آن سو تر، این مردم و سرزمینش زابلی و زابلس
نوت: بحث زبان، در بخش نظرات ادامه دارد و همه دوستان نقد و نظر خوب شانرا داده اند، ولی بحث بطور تحلیلی و تاریخی میان اقایان محمدی و فیاض ادامه پیدا کرد، که نبشته ای زبان و لهجه، محتوا و غنایی خاص به خود گرفت به یقین که بر آگاهی ما افزود و سخن نو اموختیم.
محمدی عزیز اتفاقا من هم در صدد همین کار بودم ولی انتظارم سه علت داشت:
1: منتظر جواب اقای فیاض بودم
2: منتظر اعلان رسمی خاتمه بحث از طرف شما (آقایان محمدی و فیاض) بر اختتام بحث تان بودم.
3: نظر نهایی خودم را با در نظر داشت تحلیلی و تاریخی شما دوستان می نوشتم.
ولی حالا خوشحالم که شما نظریات را خوب جمعبندی و در خدمت دوستان قرار دادید.
ناگفته نماند که عنوان اصلی برگرفته از فرموده هایی آقای محمدی است.
امروز و فردا: از همه دوستان بخصوص از محمدی عزیز و فیاض گرامی نهایت سپاسگزارم .
منبع : جامعه ای نو http://jameahnew.blogfa.com/
امروز و فردا---- تشکر.
ادامه بحث اقایان محمدی و فیاض را اینچنین به خوانش میگیریم:
هزارگی؛ زبان مستقل یا لهجه ای از زبان دری؟
(گفتوگوی من و عزیز فیاض)
جناب آقای خرمی خرم در وبلاگ وزین امروز و فردا http://www.imrozfarda.blogfa.com/؛ مقالهای با عنوان آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه است، یا یکی از لهجه های گفتاری زبان دری؟ در مورد زبان هزارهها و یکی بودن آن با زبان دری، نوشتهاند که در بخش نظرات، آرای متفاوت و مفیدی داده شد که گفت و گوی من و جناب آقای عزیز فیاض ادامه یافت. به دلیل آن که این مبحث جنبه عمومی دارد و بخشی از حقایق را تا حدودی روشن میکند؛ به عنوان نماینده دو دیدگاه در این این جا نشر میشود. من در آیندهای نزدیک در مورد زبان هزارهها و همسانی آن با زبان اوستایی و نیز خاستگاه نژادی هزاره ها خواهم نوشت. اینک گفت و گوها؛
ادامه مطلب
Wed 14 Oct 2009
چرا من زندگی را در وجود تو سراپا رنگ میبینم!؟
بیا که زندگی با توست!
هزاران تاب خوردم تا هزار افسانه در دل کاشت
ولی من تا هنوز در لا بلایی گردش موج دو دریا! چشم
نه یک تصویر و نه یک من! هزار تصویر میبینم
هزاران خود! هزاران من! هزار افسانه ای دیگر
ادامه مطلب
Tue 8 Sep 2009
آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه هست، یا یکی از لهجه های گفتاری فارسی-دری ؟
به بهانهء بحث وارده "چاپ کتاب شعر هزارگی "نوبوکو" از لیاقت علی عا جز"! -در وبلاگ هزاره های کویته، به مدیر مسوُلیت برادر پر تلاش فرهنگی جناب عبدالله رفیعی !
گفتمان زبان شناسی و ادبیات زبانی، بحث ریشهء مهم و عمیق هست با مسوُلیت سخت و سنگین، دانشمندان زبان شناس و استادان ادبیات ودستور زبان فارسی (دری) باید با کالبد شکافی دقیق زبان وبستر فرهنگی و ادبی آن پرداخته و موضع را از طریق کار شناسی، ریشه یابی و تشریح و توضح نمایند، که آیا میتوان لهجه ها را جز زبان و یا زبان را جز لهجه ها و یا لهجه را زبان مستقل دانیست یا خیر؟
در آغاز، زبان را میتوان به دو بخش عمده تقسیم بندی نمود:
1: زبان گویشی یا گفتاری
2: زبان کتابت یا نوشتاری
هزاره ها فارسی زبان و گویش هزارگی شان یکی از لهجه های زبان غنی فارسی –دری هست، دوستانیکه در این نظر هستند که زبان هزارگی مثل زبان اردو دارای لغات فارسی هست، همانطوریکه اردو یک زبان مستقل هست پس هزارگی هم مستقل خواهد بود، سخت در اشتباه اند. بحث! بحثی اشتراک چند تا واژه و لغات اشتراکی نیست و اشتراک لغات و استعمال آنها به مفهوم زبان مستقل نبوده و نیست. زبانهای عربی، فارسی، اردو، هندی و پشتو و ازبکی، واژه ها و لغاتهای زیادی را مشترکا استعمال میکنند، این به معنای آن نیست که همه یک زبان باشند، همینطور اگر لغات ترکی مغولی در زبان فارسی هزارگی وارد و یک لهجهء خاص را به وجود آورده ضامن یک زبان جداگانهء به نام زبان هزارگی هم شده نمی تواند.
زبان خیلی ها بزرگتر و سیعتر و پیچیده تر از چند تا لغات و واژه هست، واژه ها و لغات بوجود اورنده زبان مشخص نیست بلکه ابزار تکمیلی آن میتواند باشد.
خواستم این بحث سخت و سنگین را در خانهء دوست "امروز و فردا" به نقد و نظر بیگیریم.
لطفا بیل از جنس قلم بگیرید و جویی آبی را از جنس نقد و نظر جریان دارید، تا گل سخن تان در مزرعه کوچک فرهنگی "امروز و فردا" سبز نماید، و تازگی، خوشرنگی و خوشبویی بخشد.
ادامه مطلب
